تبليغاتX
كمي حرف راست
خبر شعر اعتراض

اینجا هوا بارانی است و من شنیده ام یکی از جاهایی که دعا پذیرفته می شود دعایی است که وقت باران خوانده  شود و من دلم را برداشتم و رفتم زیر باران و سعی کردم کلمات را سر هم کنم و بچینم و دعا کنم می خوانم به بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و می خواهم و در درونم فریاد می زنم تمام نیازم را

شکر ، شکر تو ای خدا ،  که اگر تو را نداشتم چه می شد شکر که تو را دارم و من بیچاره ام که دستانم تهی است ازهر چه مقبول توست ولی به قربان تو تا بخواهی کوه نیازم و می گویم آنچه را که از گفتن آن به عزیزترین عزیزانم شرم دارم  ، هم دعا است و هم درد دل ، دلم گواهی می دهد مرا می پذیری و برای دل پر گناه من هم جایی را فرض کرده ای و می خواهم که مرا به دور از گناهانم ببینی آری یک بنده در نهایت گناه و پررویی ولی عزیزم تو مهربانی تو رحیمی تو کریمی دلم گرفته مثل آسمانت و می دانم که اگر رحمت کنی و دلم ببارد من نیز آفتابی می شوم کمکم کن من عین نیازم

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِکُ الْعِصَمَ کریما ببخش گناهی که آبرویم را می ریزد ‏ا

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ‏  علیما ببخش گناهی که باران غم بر من ببارد

اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ رحیما ببخش گناهی که نعمتم را دگرگون سازد

‏اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ وتُنْزِلُ الْبَلاَءَ مهربانا ببخش گناهی که دعایم را حبس می کند و باران بلا بر من می بارد 

می گویم و می گویم و می خوانم و امیدوارم که بر من ببارانی باران رحمتت را و اعتراف می کنم به تمام گناهانم و می ستایمت به خاطر داشته هایم که همه من تویی و مرا بی تو وجودی نیست واینها تنها کمی از حرفهای راست من است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

الهی

اگرچه به عمل بسیار دورم ولی تو خود گفتی از رگ گردن به من نزدیک تری

الهی

گناهان بسیارم مرا به بچاره گی کشاند تا آن جا که مرا بی تفاوت کرد ولی باز هم فرصتم ده و یاریم کن

الهی

 به دل می خواهم بخوانمت به نفس گریزانم الهی عنان نفس در دستم نیست مرا دریاب

الهی

پاهایم پیچیده در ریسمان دنیا و دلم گره خورده در امیال زمینی مرا قدرت بده که پای بدرآورم و گره بگسلانم

الهی

من همان جاهلی هستم که ادعای دانایی دارد و بر جهل خویش علم ندارم مرا علم شناخت خویشن ده

الهی

خدایا مرا خواندی و من هنوز سر در دنیای خویش دارم کمک کن سر بردارم ندایت را لبیک گویم

الهی

به خوبی ها اندکم و به بدی ها بسیارم کمکم کن که میزان این ترازو را بر هم زنم

الهی

نه راه خویش دانم و نه چاره کار و مرا فرزندی است که از من راه و چاره می خواهد کمکم کن که راه و چاره بیابم تا بلکه او را چون خویش گمراه نیابم

الهی

یک بار از روی اخلاص نگفتم الهی ولی هزاران بار لبیک تو را به اخلاص شنیدم

الهی

مرا دوست داری و می پروری مخواه که نزد تو شرمنده رویت باشم

الهی

درد و عجز و ناراستی از من است درمان و توان و راستی را بر من عطا کن

الهی

خدایا من از جهنم از آتش از درد از تنهایی و تاریکی هراسانم مرا دریاب

الهی

مرا بیدار کن قبل از اینکه گور مرا دریابد

الهی

اراده ای ، توانی ، انگیزه ای ده که چون عاقل  به ظاهر  دیوانه  به سوی تو شتابم

الهی

من همان نطفه ی کثیف ناچیزم که از روح متعالی خود در آن دمیدی مرا از تاریکخانه ای سخت ظلمانی بیرون آوردی و به رحمت خود پروراندی مگذار تابه تاریک خانه ای ظلمانی تر و دهشتناک تر از قبل فرو روم

الهی

کمکم کن به خودی خود اختیار کنم راه تو را اندیشه تو را کمکم کن که من را یارای پیمودن این راه بی تو نیست


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:19 قبل از ظهر  توسط خانم اميد  | 

به یاد قیصر امین پور شاعر خوب و فرهیخته و به یاد امام زمان که  تمام دل های بیدار امروز رو بیادش سپری می کنند

امیدواریم این جمعه جمعه ظهور باشه

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونان که بايدند
نه بايد ها…

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخند هاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي کنم:
باشد براي روز مبادا!
اما
در صفحه‌هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي‌داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد!

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانکه بايدند
نه بايد ها…

هر روز بي تو
روز مبادا است!

یابن الحسن روحی فدا متی ترانی و نراک  

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 9:22 قبل از ظهر  توسط خانم اميد  | 

   

هرکجاسلطان بود دورش سپاه و لشکر است،
پس چرا سلطان خوبان بی سپاه و لشکر است
با خبر باشید چشم انتظاران ظهور،
بهترین سلطان عالم از همه تنها تر است
   
عشق یعنی اشک توبه در قنوت،
خواندنش با نام غفار الذنوب
عشق یعنی چشمها هم در رکوع،
شرمگین از نام ستار العیوب
عشق یعنی سر سجود و دل سجود،
ذکر یارب یارب از عمق وجود

    هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است

    کـمـک کـن مـثـل مشهد، شهر رؤیا
دلـم پـر ازدحـام از نـور بـاشــد
پـر از پـرواز کـفـتـرهـاى کوچک
سـرم سـبـز و دلـم پـر شور باشد
   
کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشتها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را

                                                         
    امروز که سر بر حرمت می آیم
انگار تمام عشق کامل شده است
ای ضامن آهو! به غریبی سوگند
دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است

    حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم تو را
هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم

   

 

از عرش سلام سرمدی آوردند ..... آیینه ی حُسن سرمدی آوردند

با آمدن رضا(ع) از باغ بهشت ..... یک دسته گل محمدی آوردند

   

السلام ای حضرت سلطان عشق
یا علی موسی الرضا ای جان عشق
السلام ای بهر عاشق سرنوشت
السلام ای تربتت باغ بهشت
ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان،
   

سالها تاریخ شمسی گشت و گشت

شادمان شد تا شنید این سر گذشت

روز میلاد امام هشتم است

هشت هشت جمعه هشتاد و هشت

   

اي پسر فاطمه، نور هدي

سبزترين باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها مي شود

پاکتر از آينه ها مي شود

اي گل گلزار خدا، يا رضا

آينه ي قبله نما يا رضا

   

به گوش دل ندا آمد، که يار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد

 خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذيقعده ... که آمد بهترين بنده، رضا آمد ، رضا آمد

   

شمع جمع شاپرکهايي رضا

اي کليد ساده مشکل گشا آن گل زيبا گل خوشبو تويي اي رضا جان، ضامن آهو تويي با نگاهت چون کبوتر کن، مرا

تا بگيرم اوج، خوشحال و رها



+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 6:32 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

 بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir
پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد


صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد

نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو

بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد

می کند مست ، ملائک را در حال سجود

عطر سبزی که از ایوان تو بر می خیزد

تا کسی زیر رواق تو دلش می گیرد

ابر می پیچد و باران تو بر می خیزد

با دل پاک کبوتر تو چه گفتی که هنوز

بال وا کرده پر افشان تو بر می خیزد

آخرین حلقه ی در های جهانی مولا !

 
درد می آید و در مان تو بر می خیزد

باز از مرو بیا ! تا که ببینی که چطور

دل و دین باخته ـ ایران تو بر می خیزد
 بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irبهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.ir


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

لاتدعوا العمـل الصالـح و الاجتهاد فى العبادة اتكالا على حب آل محمد عليهم السلام و لا تدعوا حبّ آل محمـدعليهم السلام لامرهـم اتّكـالاً علـى العبـادة فـانـّه لايقـبل احـدهـمـا دون الاخر

امام رضا عليه السلام فرمود

مبادا اعمال نيك را به اتكاى دوستى آل محمد عليهم السلام رها كنيد

و مبادا دوستى آل محمد عليهم السلام را به اتكاى اعمال صالح از دست بدهيد

زيرا هيچ كدام از ايـن دو , به تنهايى پذيرفته نمى شود

بحار الانوار,ج 78,ص 348

خمـسٌ مـن لـم تكـن فيه فلاتـرجـوه لشـىءٍ مـن الـدنيـا و الاخـرة من لم تعرف الوثاقه فى ارومته و الكرم فى طباعهوالرصانة فى خلقهوالنبل فى نفسهو المخافة لربّه

امام رضا عليه السلام فرمود

پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد

ـ كسى كه درنهادش اعتماد نبينى

ـ و كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى

ـ و كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى

ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى

ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد

تحف العقـول, ص 446 وبحارالانوار,ج 78,ص 339

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَليل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَليل مِنَ العَمل

امام رضا عليه السلام فرمود


هر كـس به رزق و روزى كم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل كم او راضى خواهد بود


بحـارالانـوار,ج 78,ص357 

اصحاب السلطان بـالحَذر وَ الصـّدّيق بـالتّـواضُع وَ العدوّ بـالتّحـــرُز وَ العامّة بالبشـر

امام رضا عليه السلام فرمود

با سلطان و زمامـدار با تـرس و احتياط همراهى كن -

وبا دوست با تواضع و فرو تني -

و با دشمـن بـا احتيـاط و اجتناب -

و بـا مـردم بـا روى خـوش -

تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا

امام رضا عليه السلام فرمود

به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيدو دست يكديگر رابفشاريد و به هم خشم نگيريد

بحارالانوار,ج78,ص347

ليـس شـَىء مِـن اْلاعْمـالِ عنـد الله عزّوجلّ بعدَالفـرائض أفضل مِن إدْخـالِ السُّرور علَى المؤمن

امام رضا عليه السلام فرمود

بعد از انجام و اجبات، كارى بهتر از ايجاد خـوشحالى براى مومن، نزد خداوند بزرگ نيست

بحارالانوار, ج 78,ص   347

مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه يـَوم القيمة

امام رضا عليه السلام فرمود

هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نمايد خداوند در روز قيامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد

اصول كافى, ج 3, ص 268 

سئل الـرضـاعليه السلام: عن حـد التـوكل؟ فقـال: أن لاتَخـافَ أحـدً إلاّالله

از امام رضا عليه السلام از حقيقت تـوكل سـوال شـد، فرمـود:

اين كه جز خدا از كسـى نترسى

تحف العقول,ص445   

لا يتـم عَقل إمـرء مُسلـم حتـّى تكونَ فيه عَشر خِصـال- اَلخيــرُ مِنـهُ مـأمــُول - وَ الشّر منهُ مأمـُون - يَستكثِر قليلُ الخير مِن غيره - وَ يَستقل كَثيرُ الخير مـِن نفسه - لا يسام من طلب الحـوائج اليه - و لا يمل مـن طلب العلـم طول دهره - الفقرفى الله احبّ اليه مِن الغنى - و الذّل فى الله احب اليه مـن العز فى عدوه - و الخمـول اشهى اليه من الشهره - ثـم قال عليه السلام العاشرة و ما العاشرة؟ - قيل له: ما هى؟ - قال عليه السلام: لايرى احدا إلا قال: هو خير منى و اتقى -

عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد -

ـ از او اميد خير باشد

ـ از بدى او در امان باشند

ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد

ـ خير بسيار خود را اندك شمارد

ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود

ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود

ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــد

ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر بـاشــد

ـ گمنـامـى را از پـر نـامـى خـواهـانتـر بـاشـد

ـ سپس فـرمـود: دهمى چيست و چيست دهمى ؟ به او گفته شـد: چيست؟

فـرمـود: كسي را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيز كـارتـــر است

تحف العقول، ص   443

لايكـون الْمُـؤمـن مُـؤمنـاً حتـى تكـون فيه ثلاثُ خصـال

ـ سنّة من ربّهـ وسنّة من نبيّه ـ و سنّة من وليّه فـَامّا السّنة مـِن رَبّه فكتمان سـرّه -

و امّـا السّنة من نبيّه فمـُداراة النّاس -

و امّـا السّنه مـن وليّه فـاصّبـر فـى الْبـأسـاء و الضّـرّاء -

امام رضا عليه السلام فرمود

مـومـن ، مـومـن واقعى نيست، مگـر آن كه سه خصلت در او بـاشــد -

سنتـى از پـروردگـارش و سنتـى از پيـامبـرش و سنتـى از امـامـش -

اما سنت پروردگارش، پـوشاندن راز خود است -

اما سنت پيغمبرش ، مدارا و نرم رفتارى با مردم است -

اما سنت امامـش، پس صبر كردن در زمان تنگدستـى و پريشان حالى است -

اصـول كـافـى, ج 3,ص 339 و تحف العقـــول, ص442

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

http://aycu36.webshots.com/image/35955/2001292070662193877_rs.jpg

فردا تولد امام رضا علیه السلام امام مهر و مهربانی است


امیدوارم هر جا که هستید روز تولد امام رضا شاد و خوشحال باشید و شیرنی خوبی هم از خود امام رضا علیه السلام بگیرید البته دوستای عزیز ما را هم فراموش نکنید یعنی به عبارت بهتر شیرینی ها رو تنها تنها نوش جان نکنید

خوش به حال کسانی که این روز را کنار خود آقا در مشهد الرضا هستند


   


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 4:57 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

همه ما داستان اندلس و مردمانش را شنیده ایم مردمان مسلمان و قدرتمند در قلب اروپا شهری که 800 سال اسلام را چون نگینی بر انگشتر خود داشت دوران روشن و درخشان سرشار از علم و معنویت که سرنجامی تلخ و دردناک داشت

پس از حضور مسلمین در اندلس، آزادی دینی، علم اندوزی و تحصیل دانش، سطح رفاه و زندگی ، رشد تمدن و ... در بالاترین سطح خود بود.

آن زمان که "ماریا" راهبۀ مسیحی در نامه ای به اسقف طلیطله این گونه می نویسد: تا 60 سالگی جز انگشتانم که مکرر به آب مقدس رسیده، بدنم با آب آشنایی نداشته و شست وشو نشده است. در همان زمان در شهر قرطبه به تنهایی 900 حمام عمومی وجود داشت که اغلب با سنگ مرمر ساخته شده بود و این نشان دهندۀ میزان پیشرفت و رفاه مسلمانان بود ولی چه شد سرانجام تلخ از کجا آمد

شاید بارها و بارها شنیده ایم چه بر سر ایمان شهر اندلس آمد ولی امان از تجربه گرفتن  هر بار گفتیم ما کجا و آنان کجا ایرانی باهوش و هوشیار است مگر می گذارد چنین جفای آشکاری بر سرش بیاید

تکراری است ولی بگذارید که بعضی دلایل را بگویم یکی از دلایل اختلاف بین زمامداران حکومت بود و پناه بردن بعضی سران حکومت برای مددخواهی به سوی کشورهای مسیحی که این عامل مهمترین دلیل گسترش اختلافات داخلی و درگیری های بین حکومتی شد 

یکی از دلایل دیگر گسترش فساد و بی بند و باری بین جوانان 

گوستاو لوبون" در این زمینه می نویسد : دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الکلی و بی بند باری و بالاخره در اثر اختلافات بین زمامداران حکومت، بر مسلمانان چیره شدند و مسلمانان را به زور، وادار به قبول دین مسیح کردند.
لوبون دو دلیل اختلافات درونی و رواج فساد را عامل سقوط اندلس می داند

دلیل دیگر که شاید یکی  از مهمترین دلایل به نظر بنده حقیر باشد  ترویج ،رشد و گسترش روحیه تساهل و تسامح، تقدس زدایی گسترده از ارزش های اسلامی از راه عادی جلوه دادن توهین به مقدسات مسلمین همچون توهین به مقام والای پیامبر اسلام (ص) و دگردیسی ارزش های دینی و معنوی، اشرافی گری زمامداران و ...

والبته در زمان فعلی  تا آنجا پیش رفت که هر آدم مغرضی قلم به دست گرفت تا  تاریخ اسلام و ائمه را از نو بنویسد و البته خوب می دانست چگونه در گزارش تاریخ مانند گذشته گان مغرضش خیانت کند

یکی دیگر از مهمترین دلایلشبهه افکنی در اعتقاد و مسائل دینی است  که اگر دانش اندک جوانان نسبت به مسائل دینی و واقعیت اسلام به آن اضافه شود آن موقع است که برگ برنده به دست دشمن می افتدد

حالا چرا شبهه افکنی مهمترین عامل که باعث می شود که فرد دست از اعتقاد خود بدون هیچ درگیری واضح و آشکاری بردارد اعتقادات او را با  شک و تردید مواجه کردن شبهه افکنان رواشناسان خوبی هستند ابتدا با کسانی وارد بحث می شوند که  مطئن باشند از درجه اعتقاد و دانش دینی کمتری برخوردار هستند  و بعد که وارد بحث شدند  به شما نمی گویند حرف من درست است چون از کمی اعتقاد و دانش شما نسبت به دینتان آگاه است می گوید خودت فکر کن حرف من درست نیست و یا من با فلان و بمان سند صحبت می کنم و از اسنادی استفاده می کنند که یا از مشهوریت کمتری برخورداند ویا کمی پیش از این آن هم با دسیسه ی قبلی مورد ویرایش و چاپ جدیدبه نفع خودشان شده است مانندبعضی  منابع احادیث ما که از کتابها و نویسندگان سنی گرفته شده مانند تاریخ طبری  که در سالهای اخیر با هدف مخدوش کردن چهره ی شیعه و ائمه ویرایش جدید شده و در ویرایش جدید احادیث مورد استفاده شیعه مخدوش یا حذف شده

در این زمینه شمارابه خواندن مقاله ای در آدرس زیر دعوت می کنم

http://www.fetrat.com/WFM_Article.aspx?FLD_ID=21
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 7:54 قبل از ظهر  توسط خانم اميد  | 

http://mizanian.blogfa.com/   کتابهای کمک درسی رایگان

http://elearning.roshd.ir/baharak/    جغرافی سه مقطع راهنمایی

http://parwaresh-bs.blogfa.com/     بانک سوالات راهنمایی

http://amozesh12.blogfa.com/  وبلاگ تخصصی علوم تجربی خدابنده

http://www.persianteach.com/    نمونه سوال راهنمایی

http://talashebartar.persianblog.ir/    نمونه سوالات دروس راهنمایی تیزهوشان

  شبکه ی آموزش تمام دروس راهنمایی عکس + توضیح    http://www2.irib.ir

http://www.atcce.com/      مجتمع فرهنگی آموزش علامه طباطبایی

http://sarayanenglish.blogfa.com/   سوالات کلاس اول راهنمایی درس به درس 

http://www.navaeeschool.ir/cat-23.aspx  سوالات سه مقطع  راهنمایی مدرسه حاج حسن نوایی اصفهان 

http://www.efa.ir/    علوم تجربی سه مقطع  راهنمایی با عکس و توضیح

http://tolou.sch.ir/hschool/  سوال تاریخ راهنمایی

http://davari.blogsky.com/  نمونه سوال ترم اول و دوم مدارس

http://fww.blogfa.com/   وبلاگ حرف و فن

http://www.sanjeshmostamar.com/    نمونه سوالات امتحانی


سلام به دوستان عزیز

این چند وقت سعی می کنم تمام زمانی که نت هستم در مورد سوالات سال اول راهنمایی جستجو کنم

برای همین وقت نداشتم تا پست جدیدی بزارم امروز تصمیم گرفتم کمی از جستجو ها را این جا بزارم انشاءالله

که مفید باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 8:29 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

مرا که دلی شکسته دارم اسیر غمی نهفته دارم رها مکن ای خوبترین

به امید ظهورت چشم تری دارم و یاکه نه زبانی حریف دارم

که گرچه نمی گریم و نمی نالم ولی جمعه است دلگیرم و تو خود می دانی خوبترین به دیدار تو دلگیرم مرا ببخش که نیستم منتظری مادام و سمج که سمجاجتم تو را به دلم به دیارم بکشاند

و کاش مرد غزل خوان شهر برگرددDoa

به زیر بارش باران شهر برگردد

کسی شبیه خدا نیست، هیچکس، ای کاش
کمال مطلق انسان به شهر برگردد

چه خوب می‌شد اگر مرد آسمانی ما
به جمع خاکی خوبان شهر برگردد

شبیه خانه ارواح ساکت و سردیم
خدای خوب بگو جان شهر برگردد

و گفته‌اند که آقای عشق خوش قدم است
به یمن مقدمش ایمان شهر برگردد
:

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 8:1 قبل از ظهر  توسط خانم اميد  | 

http://www.miadgah.org/pic/files/rs0qk2rgrcna09vr664l.jpg

بر دختر بودن خود ببالید

 پیامبر(ص) میفرمود :

ـ بهترین فرزندان شما، دخترانتان می‌باشند.

ـ از خوش قدمى زن، این است که نخستین فرزندش دختر باشد.

و چون به نبى خاتم بشارت دختر میدادند، می‌فرمود:

گلی است که خدا، روزیش می‌دهد و تامین او با خداست.

بر خود ببالید و از آن دسته دخترانى باشید که پیامبر درباره  ی ایشان فرمود:

چه خوب فرزندانى اند دختران محجوب!

از فرصتها سود جویید

محمد مصطفى (ص) فرمود:

دنیا ساعتی است. زندگى کوتاه‌تر از آن است که دست کم گرفته شود.

لحظات زندگى را جدّى بگیرید و فرصت جوانى را دریابید؛ «جوانی» یک نسیم رحمت است.آن گونه که پیامبر(ص) می فرمود :

در ایام زندگیتان نسیم‌هاى رحمتى می‌‌ورزد مراقب باشید خود را در معرض آن قرار دهید.»

حیا را پاس دارید

 رسول خدا(ص) فرمود :

« شرم کنید امروز از اینکه خداوند از تمام امور شما، مطلع است.»

درنگ در نوع برخورد موسى با دختر شعیب و شیوه راه رفتن این دختر که با حیا آمیخته بود، نیز براى شما الهام بخش است.

پوشش مناسب را انتخاب کنید

پیامبر اسلام بر پوشش زن در مقابل نامحرم و دورى از جلوه گرى و خود نمایی اصرار مى ورزید و قرآن، همپاى توصیه به مردان در دوری از چشم چرانى و رعایت پوشش بدن از نامحرم، به زنان نیز توصیه مى کند که دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه کنند. به دو آیة ذیل دقت کنید:

1. «اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو: پوشش های بلند (جلباب) خود را بر خویش فرو افکنند».

2. «به زنان مؤمن بگو: دیدگان خود را فرو خوابانند و عفّت پیشه ساخته، دامن خود را از بیگانگان بپوشانند و زیور خویش را جز برای شوهران و سایر محارم، آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، و روسری‌های (خُمُر) خویش را به گریبان ها اندازند تا سر و گردن و سینه و گوش‌ها پوشیده باشد، و پاهایشان را به زمین نکوبند تا آنچه از زینت پنهان می‌کنند، معلوم شود».

همواره دانش بجویید

همواره با دانش و علم مأنوس باشید؛ زیرا «خداوند درجة آنان که ایمان آوردند و آنان که از علم بهره مند شدند، بالا میبرد». هیچ وقت از یاد گیرى و دانش آموزى خسته نشوید و به فکر فارغ التحصیلی نیفتید. این توصیه پیامبر(ص) را همواره به یاد داشته باشید که مى فرمود:

«چهار چیز است که هر باهوش و خردمندى باید به آن پایبند باشد؛ شنیدن دانش ، حفظ کردن، نشردادن و عمل به دانش.»

هر ظرفى وقتى چیزى در آن می گذارند، گنجایش خود را از دست می دهد مگر ظرف دانش که با افزودن آن، گنجایشش بیش تر می-شود.

پیامبر(ص) مى فرمود:

«زنان انصار، خوب زنانى هستند! شرم، مانع فقاهت آنان در دین نمی شود.»

قدردان والدین خود باشید

شخصی درباره دوست داشتنى ترین کار از پیامبر سؤال کرد و آن حضرت نخست به «گزاردن نماز اوّل وقت» اشاره فرمود و آنگاه از «نیکویى به پدر و مادر » یاد کرد.

روزی خواهر رضاعى پیامبر اکرم(ص) به نزد آن حضرت آمد؛ وقتى به او نگریست، از او شادمان گشت و ملحفه اش را گسترد و او را بر آن نشاند. سپس روى کرد و با او سخن گفت و به صورتش خندید. آنگاه خواهرش برخاست و رفت و برادراش آمد. رسول خدا(ص) چنین احترامى به او نکرد. لذا به حضورش عرض شد: ای رسول خدا ! چرا با او چنیین رفتار نکردی در حالی که او مرد است !؟ فرمود:

«چون او نسبت به پدر و مادرش نیکوکارتر از برادرش بود.»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط خانم اميد  | 


http://img.tebyan.net/big/1386/08/217242078121278114124233184181188337812419.jpg

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام              به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

   تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو                   بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام   

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار              هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح                   بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو                    زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين                   ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد                   به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 6:52 قبل از ظهر  توسط خانم اميد  | 

http://www.p30download.com/up/files/2/image/mobile/hafez.jpg

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند، کمتر از آن خورد که عادت او بود و چون به نماز برخاستند، بیش از آن کرد که خواست او بود تا ظن شایستگی در حق او زیادت کنند. چون به منزل خویش آمد، سفره خواست تا تناولی کند. پسری صاحب هوش داشت. گفت: ای پدر، در مجلس سلطان طعام نخوردی؟ گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم، که به کار آید. پسر گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید.

ای هنرها گرفته بر کف دست عیب‏ها برگرفته زیر بغل
تا چه خواهی خریدن ای مغرور روز درماندگی به سیمِ دغل


یاد دارم که در ایام طفولیت، متعبد بودم و شب‏خیز و زاهد و پرهیزکار. شبی در خدمت پدر رحمت اللّه‏ علیه نشسته بودم و همه شب چشم بر هم نگذاشتم و با قرآن مأنوس بودم. عده‏ای گرد ما خفته بودند، به پدر گفتم: یکی از اینان سربرنمی‏دارد تا مناجات و نمازی به‏جا آورد، چنان خواب غفلت بر آنان چیره شده که گویی مرده‏اند. پدر گفت: تو نیز اگر بخفتی، به از آنکه در پوستین خلق افتی.

نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش
گرت چشم خدابینی ببخشند نبینی هیچ‏کس عاجزتر از خویش


ظاهربینی معمولاً سبب قضاوت اشتباه درباره دیگران می‏شود. بسیاری از انسان‏ها با اعتماد به ظاهر دیگران، شخصیت آنان را پیش‏بینی می‏کنند و بدین ترتیب برخی را کم‏سواد و برخی را باسواد، بعضی را ارزش‏مند و بعضی دیگر را کم ارزش می‏انگارند. سعدی در این‏باره حکایت می‏کند:

مَلِک‏زاده‏ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر و دیگر برادران، بلند و خوب‏روی. پدر به کراهت و تحقیر با او رفتار می‏کرد، اما پسر بسیار زیرک و آگاه بود. روزی به پدر گفت: ای پدر، کوتاه خردمند، به که نادان بلند؛ نه هر چه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.

آن شنیدی که لاغری دانا گفت باری به ابلهی فربه
اسب تازی اگر ضعیف بود همچنان از طویله‏ای خر به
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

یا امام صادق (ع)


  امام صادق (ع) :  
عَن یَزیدَ الصّائِغِ قالَ: قُلتُ لِاَبی عَبدِاللهِ (ع) : رَجُلٌ عَلَی هذا الاَمرِ اِن حَدَثَ کَذَبَ وَ اِن وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِن اَوتُمِنَ خانَ؛ ما مَنزِلَتُهُ ؟ قال: هیَ اَدنی المنازِل مِن الکُفرِ وَ لَیسَ بِکافِر

یزید بن صائغ گوید: به امام جعفر صادق عرض کردم که : مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند؛ چنین کسی چه مقام و منزلتی دارد ؟ حضرت فرمود: منزلت او نزدیکترین منزلها به کفر است ولی کافر نیست.

(جهاد با نفس، ح 479)


كان أميرالمؤمنين صلوات الله عليه يقول : أفضل العبادة العفاف .

امام جعفر صادق (ع) : اميرالمؤمنين عليه السلام  مي فرمود : بهترين عبادت عفت است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 125


قال رسول الله : من ترك معصية لله مخافة الله تبارك و تعالي أرضاه الله يوم القيامة .

امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا فرمود : هر كه گناهي را براي خدا و ترس از او ترك كند خدا او را در روز قيامت خشنود گرداند .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 128

قال الله تبارك و تعالي : ما تحبب إلي عبدي بأحب مما افترضت عليه .

امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چيزي محبوبتر از انجام واجبات به من دوستي نكند .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 129

امام جعفر صادق (ع) : عبادت كنندگان سه دسته اند : گروهي خداي متعال را از ترس عبادت كنند و اين عبادت بردگان است ، گروهي خداي متعال را به طمع ثواب عبادت كنند و اين عبادت مزدوران است . دسته اي خداي متعال را براي دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است .
اصول كافي ، ج 3 ، ص131


لا تكرهوا إلي أنفسكم العبادة .

امام جعفر صادق (ع) : عبادت را به خود مكروه و ناپسند نداريد .
اصول كافي ، ج 3 ، ص 137


الصبر رأس الايمان .

امام جعفر صادق (ع) : صبر سر ايمان است .                               
اصول كافي ، ج 3 ، ص 140


ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من يحب و من يبغض .

امام جعفر صادق (ع) : سه چيز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا .                                                                                    اصول كافي ، ج 3 ، ص 192

من ابتلي من المؤمنين ببلاء فصبر عليه ، كان له مثل أجر الف شهيد .

امام جعفر صادق (ع) : هر مؤمني به بلائي گرفتار شود و صبر كند ، اجر هزار شهيد براي اوست  اصول كافي ، ج 3 ، ص 146

محمد بن سليمان الديلمي عن أبيه قال : قلت لابي عبدالله - عليه السلام - فلان بن عبادته و دينه و فضله ! فقال : كيف عقله ؟ قلت : لا أدري : فقال : ان الثواب علي قدر العقل .

امام جعفر صادق (ع) : سليمان ديلمي مي گويد : به امام صادق - عليه السلام - عرض كردم فلاني در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنان است . فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمي دانم . فرمود : پاداش به اندازه عقل است .                                                      اصول كافي ، ج 1 ، ص 12


أكمل الناس عقلا أحسنهم خلقا .

امام جعفر صادق (ع) : عاقل ترين مردم خوش خلق ترين آنهاست .         اصول كافي ، ج 1 ، ص 27

قال رجل له - عليه السلام - ما العقل ؟ قال : ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان . قال : قلت : فالذي كان في معاوية ؟ فقال : تلك النكراء ، تلك الشيطنة ، وهي شبيهة بالعقل ، و ليست بالعقل .

امام جعفر صادق (ع) : شخصي از امام صادق - عليه السلام - پرسيد عقل چيست ؟ فرمود : چيزي است كه به وسيله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آيد . آن شخص گويد : گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود ؟ فرمود : آن نيرنگ است ، آن شيطنت است ، آن نمايش عقل را دارد ، ولي عقل نيست                                                                       اصول كافي ، ج 1 ، ص 11

ليس بين الايمان و الكفر الا قلة العقل قيل : و كيف ذاك يا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد يرفع رغبته الي مخلوق فلو أخلص نيته لله لأتاه الذي يريد في أسرع من ذلك .

امام جعفر صادق (ع) : ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست . عرض شد : چگونه اي پسر پيغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق مي شود ، در صورتي كه اگر با خلوص نيت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزديكتر از آن وقت به او رسد .
اصول كافي ، ج 1 ، ص 32 -


عبدالله بن سنان قال : ذكرت لابي عبدالله - عليه السلام - رجلا مبتلي بالوضوء و الصلاة و قلت : هو رجل عاقل ، فقال : أبو عبدالله و أي عقل له و هو يطيع الشيطان ؟ فقلت له : و كيف يطيع الشيطان ؟ فقلت له : سله هذا الذي يأتيه من أي شيء هو ؟ فانه يقول لك من عمل الشيطان .

امام جعفر صادق (ع) : ابن سنان گويد به حضرت صادق - عليه السلام - عرض كردم : مردي هست عاقل كه گرفتار وسواس در وضو و نماز مي باشد : فرمود چه عقلي كه فرمانبري شيطان مي كند ؟ گفتم : چگونه فرمان شيطان مي برد ؟ فرمود از او بپرس وسوسه اي كه به او دست مي دهد از چيست ؟ قطعا به تو خواهد گفت از عمل شيطان است .                  اصول كافي ، ج 1 ، ص 13 


شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر همه ی شیعیان واقعی آن حضرت تسلیت باد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  | 

http://www.ziba.net/hafez/faal/arezoo.jpg

امروز روزه حافظ بود به یاد حافظ  می خواستم یکی از اشعارش را انتخاب کنم یک شعر حافظ از دوران دبیرستان به خاطرم مانده معلم ادبیات هر وقت می خواد مثالی بزند برای قواعد دستور زبان از این شعر حافظ استفاده می کرد نمی دونم چرا ایشون این شعر را انتخاب کرده بودند ولی برای من و تمام بچه های کلاس این شعر خاطره ماندنی شد اگر چه چیزی از دستور زبان و قواعد چیزی به یادمان نمانده ولی شعرهای او برای همیشه به خاطرمان مانده

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست    پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان       نیمه شب دوش به بالین من آمد بنشست

سرفرا گوش من آورد به آواز حزین                    گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست

عاشقی را که چنیین باده شبگیر دهند            کافر عشق شود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر درد کشان خرده مگیر              که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آنچه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم                اگر از خمر بهشت است و گر باده مست

خنده جام و می زلف گره گیر نگار                    ای بسا توبه که چون توبه ی حافظ بشکست



+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  |