X
تبلیغات
كمي حرف راست - غذای نذری
به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد

جایی نوشته بود

دیشب دیدم اونور خیابون یه هیئت داره غذا نذری میده
یه نگا به ماشینا انداختم دیدم کمترین ماشین 206 بیخیال شدم به راهم ادامه دادم چند
قدمی نرفته بودم که دیدم یه پیرزن 70 80 ساله داره از آشغالا، کارتوناشو جمع میکنه میندازه تو کیسش
منم داشتم نگا میکردم خواست که کیسه رو ورداره رفتم جلو بهش گفتم مادر اونجا دارن غذا نذری میدن چرا نمیری شما هم یدونه بگیری
برگشت نیگام کرد
و گفت :
اون غذا برا گشنه هاست من سیرم...
بعد اون کیسه به اون سنگینی برداشتو به راهش ادامه داد
تا نیم ساعت از جام نتونستم تکون بخورم فقط داشتم به صفی که هر لحظه داشت بلندتر میشد نگا میکردم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1391ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط خانم اميد  |